مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

62

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

الأصوات بالضّجّة والبكاء ، فقيل لأمير المؤمنين عليه السلام : ما الّذي ناجاك به رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم حين أدخلك « 1 » تحت ثيابه ؟ فقال : علّمني ألف باب ، « 2 » يفتح لي كلّ باب « 2 » ألف باب . « 3 » الصّدوق ، الأمالي ، / 633 - 638 رقم 6 / عنه : المجلسي ، البحار ، 22 / 507 - 511 ؛ مثله الفتّال ، روضة الواعظين ، 1 / 72 - 75

--> ( 1 ) - [ روضة الواعظين : « أدخلت » ] ( 2 - 2 ) [ روضة الواعظين : « كلّ باب يفتح » ] ( 3 ) - ابن عباس نقل مىكند : چون رسول خدا صلى الله عليه وآله بيمار شد ، انجمنى از اصحابش نزد أو بودند ، وعمار ابن ياسر از ميان آن‌ها برخاست وبه أو گفت : « يا رسول اللَّه ! پدر ومادرم قربانت ، كدامِ ما تورا غسل دهيم ، اگر اين پيشامد به وجود آمد ؟ » فرمود : « آن وظيفهء علىبن ابىطالب است ؛ زيرا قصد حركت دادن هر عضوى از من كند ، فرشتگان به أو كمك كنند . » عرض كرد : « پدر ومادرم قربانت ! كي بر شما نماز مىخواند ، در اين پيشامد ؟ » فرمود : « خاموش باش ، خدايت رحمت كند . » سپس پيغمبر فرمود : « يا بن ابىطالب ! چون ديدى جانم از تنم برآمد ، تو مرا خوب غسل بده وبا اين دو پارچه لباسم كفن كن ، يا در پارچهء سفيد مصر وبرد يماني . كفن بسيار گران بر من مپوش . مرا برداريد وببريد تا بر لب گورم نهيد . أول كسى كه به من نماز گزارد ، خداست جل جلاله از بالاى عرش خود . سپس جبرئيل وميكائيل وإسرافيل در صفوف فرشته‌ها ، كه جز خدا شمار آن‌ها نداند ، نماز بر من گزارند . سپس آن‌ها كه گرد عرشند ، وسپس أهل آسمان‌ها به ترتيب ، سپس همهء خاندانم وزنان خويش به ترتيب قرابت ، اشاره‌اى كنند وسلام دهند مرا ، به آواز شيون وناله نيازارند . » سپس فرمود : « اى بلال ! مردم را جمع كن . » ورسول خدا عمامه بر سر بست وبر كمان خود تكيه زد وبه منبر برآمد وسپاس خدا گفت واورا ستايش كرد وسپس فرمود : « اى گروه‌هاى اصحابم ! چگونه پيغمبرى بودم براي شما ؟ در ميان شما جهاد نكردم ؟ دندان‌هاى رباعية أم نشكست وپيشانى أم بر خاك نيامد ؟ خون بر چهره أم روان نشد تا ريشم را فرا گرفت ؟ با نادان‌هاى قوم خود سختى ومشقت نبردم ؟ دامنِ مجاعة بر شكمم نبستم ؟ » گفتند : « چرا يا رسول اللَّه ، تو شكيبا بودى واز منكرات خدا جلوگير . خدا تورا از ما بهترين پاداش دهد . »